الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)
39
تفسير تطبيقى (فارسى)
--> طبق ادلّه ديگر همه ائمّه اطهار عليهم السّلام است و جز معصومان كسى ديگر قرآن را نمىفهمد از همين روى مرحوم استرآبادى مىگويد : « تنها راه فهم مراد خدا از قرآن ، روايات ائمّه عليهم السّلام چون تنها آنان ناسخ و منسوخ ، مطلق ، مؤول و . . . را مىشناسند و كسى جز آنان راهى به قرآن ندارد » . ( الفوائد المدنية ، ص 18 ) اين استدلال نيز تمام نيست چون اولا : اين آيات در مقام بيان وظايف و مسئوليتهاى پيامبر خدا و بركاتى است كه از جانب آن بزرگوار به مسلمانان مىرسد كه از جمله تلاوت آيات و تزكيه و آموزش قرآن است ولى در مقام بيان اين نيست كه قرآن را چه كسى مىفهمد و چه كسانى نمىفهمند ، ثانيا : اگر ما بپذيريم كه ظاهر اين آيات آن است كه فهم قرآن بدون تعليم پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ( و ائمه عليهم السّلام ) به هيچ روى ممكن نيست ، اين معنا با مجموعه آيات و رواياتى كه فهم قرآن را همگانى مىدانند تنافى مىيابد ، بنابراين يا بايد گفت تبيين حضرت در بخشى از آيات است كه تفسيرش تنها به عهده ايشان واگذار شده ( مانند آيات الاحكام و بيان جزئيات آن ) و يا مراتبى و الّا از تفسير براى افرادى خاص جز آن گرامى نمىداند و يا تفسير در سطح ظواهر آيات و محدوده الفاظ براى مردم عادى جهت مصونيت آنان از اشتباه و در هر صورت برخى از آيات و نيز مراتبى از فهم آنها براى همگان باقى خواهد ماند . اما علم معصومان : به ناسخ و منسوخ ، مطلق و مقيد ، مؤول و . . . آيات قرآن ، موجب آن نيست كه ديگران قرآن را نفهمند و يا اگر بيانى از ايشان درباره آيهاى نبود بايد توقف كرد آن طور كه اخباريون مىگويند ، چون مفسر نمىخواهد بدون فحص و بررسى در روايات به تفسير بپردازد بلكه آنها را به عنوان قرينه منفصل ( ناپيوسته ) به حساب مىآورد در غير اين صورت ظاهر قرآن به حجّيتش باقى خواهد بود . ثالثا : در احاديث معصومان هم ناسخ و منسوخ ، مطلق و مقيد و . . . هست ( ر . ك : الكافى ، ج 1 ، ص 62 - 65 ، ح 1 ، 2 ) و اين مانع از فهم احاديث نيست . « اجمال عمدى در محتواى قرآن » اين دليل ديگرى است كه گفته شده : قرآن به طور عمد مجمل نازل شد تا مردم به طور مستقيم از آن بهره نبرند و ناگزير همواره نيازمند معصومان عليهم السّلام باشند و از اين رهگذر بركاتشان بهره برند و يا آنكه طبع مطلب چنين اقتضايى دارد كه مفاهيم و معارف بلند و والاى قرآن در دسترس همگان قرار نمىگيرد . ( به نقل از : محمّد باقر صدر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 223 ) در اينكه بخشى از معارف قرآن نيازمند به تبيين و تفسير معصومان است بحثى نيست اما اينكه كتاب خدا چنان مجمل باشد كه از آن هيچ نتوان استنباط كرد و ظواهرش حجت نباشد ، اين ادعاى بدون دليل است و اگر چنين بود در درجه نخست قرآن و معصومان عليهم السّلام انسانها را به فهم و تدبر در قرآن تشويق نمىكردند و همين امر كه قرآن در عين والايى در دسترس همگان قرار گرفته يكى از وجوه اعجاز قرآن بشمار آمده است . شهيد صدر رحمه اللّه در پاسخ به اين اشكال مىگويند : تعمد مذكور خلاف حكمت نزول قرآن است و ارتباط با امام عليه السّلام كه فرع اقامه حجت بر اصل